بازگشت به صفحه نخست

سفرنامه آمستردام و بارسلون یکشنبه ۲۰ تایکشنبه ۲۷ فروردین ۹۱

سفرنامه آمستردام و بارسلون یکشنبه ۲۰ تایکشنبه ۲۷ فروردین ۹۱

 

روز شنبه ۱۹ فروردین ساعت ۳ بعد از ظهر تصمیم گرفتم که به مقصد آمستردام بلیط بگیرم و این کار رو ظرف چند دقیقه انجام دادم،آخه چند روی بود تو فکر رفتن به یه سفر متفاوت از سفرهای قبلی بودم،نیاز به استراحت داشتم،پاریس،رم،وین،آتن،مونیخ و خیلی جاهای دیگه اروپا رو دیده بودم و تازه کیوان دوستم تو آمستردام چند بار دعوتم کرده بود که برم پیشش،خلاصه تا شب کارامو جکع و جور کردم و رفتم فرودگاه و ساعت ۶٫۳۰ صبح با پرواز ۷۵۶ ایران ایر تهران رو به مقصد آمستردام ترک کردم،یه پرواز ۶ ساعته با ایرباس۳۰۰ که البته بیشترش رو خواب و بیدار بود،تازه رو دم هواپیما نشسته بودم،ساعت حدود ۱۰ به وقت محلی و ۱۲٫۳۰ به وقت تهران رسیدیم آمستردام،افسر کنترل پاسپورت یه ذره اذیت کرد ،چون تو این سالها خیلی از جوانهای زیر۳۰ ساله میان و بر نمیگردن و میشن پناهند و دردسر واسه دولت هلند،اما بعد از ۳دقیقه مهر ورود رو زد و من وارد هلند شدم،هوا بارونیه حسابی،یه شهری شبیه ونیز و سنت پترزبورگ،پر از کانالهای آبی که بهش می گن خراخت،بعد از اینکه چمدونم روبرداشتم رفتم به سمت ترن تا بلیط بگیرم و برم خونه کیوان،آخه کیوان پای راستش آسیب دیده بود و تو این زمان دکتر بود،رسیدم خونه کیوان،تو منطقه هیمس کرک بود،چه جای قشنگی چشم انداز رودخونه و جنگل و باغ گل و یه طبیعت مهشر،مستقر شدم و باه مدیگه کلی گپ زدیم و وسایلی که مامانش داده بود از ایران رو بهش دادم و کلی از خاطراتمون حرف زدیم و رفتم که یه استراحت کنم ،آخه از دیروز صبح که بیدار شده بودم نخوابیده بودم هنوز …                امروز دوشنبه ۲۱ فروردین: من و کیوان اماده شدیم تا آمستردام رو حسابی بگردیم،این شهر هم مثل سنت پترزبورگ یه زمانی باتلاق بوده،کانالهای آبی که آب دریای شمال رو به شهر واردکرده و همه جا هست،گشت شهر رو از ایستگاه مرکزی راه آهن شهر که به سنترال استیشن معروفه شروع می کنیم،همه چی از اینجا شروع می شه و خود این ایستگاه از جلذبه های شهر آمستردامه،خیابون روبرومون دام راک نام داره که مستقیم به میدان دام می رسه،اینجا پر از توریسته ،اولین ساختمونی که جلب توجه می کنه،موزه سکسه که توریتا ازش دیدن می کنن،آمستردام یه شهر آزاده که مواد مخدر،سکس و خیلی چیزها اینجا آزاده و شایدم خیلی از توریستا به خاطر آزادیش اینجا رو می پسندن،بعد از کمی قدم زدن و عبور از ساختمان بورس شهر به میدان دام می رسیم که در حقیقت میدان مرکزی شهره و ساختمان باشکوه رویال پالاس در گوشه میدان قرار داره و یه طرف دیگه موزه مادام توسو،میدان دام خیلی شلوغه و هر کسی داره یه کاری میکونه،بعد از دیدن این میدون و اطرافش و گرفتن چندتا عکس ادامه مسیر میدیم و میریم به سمت بازارچه گل فروشها،آره کشور هلند مرکز پرورش میلیونها نوع گل که گل لاله از همه مهمتره،یه تعداد پیاز گل لاله می گیرم و بعد می ریم تو پنیر فروشی های محلی که پنیرای غنی شده هلندی با طعم های مختلف رو میفروشن،پند تا پنیر هلندی که از گاو هلندی های اصل گرفته شده رو می خریم و میریم به سمت میدون رامبرانت،رامبرانت یه نقاش مشهور هلندیه که هم خونش اینجاست و هم یه موزه و یه میدون داره رامبرانت برای ۴۰۰ سال پیش بوده و نقاشی هیا خیلی قشنگ و معروفی داره که تو موزه های شهر هست،ون گوگ یکی دیگه از هنرمندای هلندیه که تو آمستردام حسابی  معروفه و یه موزه هم داره،اینجا موزه های زیادی هست،نزدیک ظهر با کیوان تو یه رستوران ناهار خوردیم و بعد رفتیم همون محله معرفه،آره < ردلایت دیستریت > محله ای عجیب و متفاوت از همه جای دنیا،تو کوچه ها و خیابوناش،همه پر از فاحشه هایی که منتظر مشتری بودن،هر کدوم یه دهنه مغازه کوچک به عرض یک متر داشتن که خلاصه توریستا هم حسابی می چرخیدن تو این محله ها،فروشگاهها سکسی،نمایش های سکسی و غیره که جزء لاینفک توریسم آمستردام هست،از اینجا گذشتیم و رتیم موزه ریک نزدیک ووندل پارک که معروف ترین پارک شهر آمستردامه،تازه چی فکر کردین فاینجا موزه حشیس هم داره و تو کافی شاپ ها،ماری جوانا و حشیش و همه چی سرو می کنن،چه خبره اینجا امروزمون هم تموم شد و برگشتیم خونه کیوان…

سه شنبه ۲۲ آبان: امروز اول با کیوان رفتیم به دانشگاه آمستردام،کیوان اونجا رشته مطالعات باستانی رو تو مقطع دکترا می خونه،دانشگاه خوب و بزرگی بود که حسابی گشتم داخلش و بعد رفتیم تو شهر و محله چینی ها رو زیر پا گذاشتیم و کلی قدم زدیم،آسبادها یکی از نمادهای اصلی هلنده که تو قرن ۱۸ آسبادهای زیادی کنار رودخانه زان ساخته شده،اینها همون آسیاب های بادی که به دلیل وزش باد شدی اینجا می چرخیدن و گندما آسیاب می شده،ادامه سفر رو میریم به دیدن مراکز خرید آمستردام و بر می گردیم خونه،اما امشب یه اتفاق مهم تو زندگیم افتاد که مسیر زندگیم رو تغییر می ده…

چهارشنبه ۲۳ آبان: تا دیر وقت خواب بودیم و بعد خواهر کیوان که اینجا دندانپزشک هست اومد دنبالمون و رفیتم تو شهر هیمسکرک چرخی زدیم و امشب منو دعوت کر خونشون شام دور هم بودیم،جاتون خالی خورشت قیمه بادمجون که خیلی هم دوست دارم…

پنجشنبه۲۴ آبان: امروز با یه پرواز می ریم بارسلون،یه برنامه ریزی کردیم که ۳ روزی هم بارسلون باشیم و اسپانیا رو هم ببینیم،پس تو ادامه سفر همراه باشین

 

سه کشور در کمتر از ۵ساعت

۹صبح بارسلونای اسپانیا-۱۱٫۳۰ آمستردام هلند – ۱۴٫۰۰ بروکسل بلژیک

 

امروز ۲۶ فروردین یا ۱۴ آپریل،من و کیوان از آبا هتل ۴ستاره بارسلون که در زون دانشجویی در شمال غربی شهر قرار داشت به طرف فرودگاه راه افتادیم،کرایه تاکسی تا فرودگاه الپرات بارسلونا ۲۵ یورو شد و با ایرلاین ترانساویا که ساعت ۹ صبح می پرید فرودگاه بزرگ شهر توریستی بارسلون رو به مقصد آمستردام ترک کردیم،ولی پدرمون دراومد،آخه یه اکیپ پسر تو سن و سال ۳۰ سال که تقریبا ۱۰ تایی می شدند با همی داشتند می رفتند آمستردام تا واسه رفیقشون جشن بچلر پارتی بگیرن،آخه اینا رسمشونه که وقتی پسر می خواهد ازدواج کنه و متعهد بشه روزهای قبل از ازدواج بره و هر کاری می خواهد بکنه،خوب بهترین جاه هم که آمستردامه و منطقه رد لایت دیستریت،خلاصه کلی شیطونی کردند تو پروازو نذاشتن بخوابیم،تو پروازایی مثل ترانساویا حتی یه قطره آب هم نمیدن،چون اینجور ایرلاین ها ارزرونه به گفته خودشون البته یک رفت و برگشت ما از آمستردام به بارسلون و برگشت ۲۲۰ یورو بود که میشه معادل ۰۰۰/۵۵۰ تومان به پول خودمون یعنی یه ذره ارزونتر از پرواز ایران ایر تهران-آمستردام که ۰۰۰/۷۰۰ تومانه ؟ … ساعت ۱۱ فرودگاه اسخیپول آمستردام بودیم،عجب جایی اینجا،یکی از بزرگترین فرودگاهها دنیاست،خیلی بزرگه و با امکانات زیاد،پر از هواپیما،شاید روزی ۵۰۰ تا هواپیما میشینه و بلند میشه با مسیرهای دسترسی قطار،مترو،اتوبوس و…،به محض رسیدن تو فرودگاه رفتیم سراغ بلیط قطار به بروکسل و خیلی جالبه که از ۶صبح تا ۱۰ شب هر یک ساعت یه قطار از آمستردام پایتخت هلند به بروکسل پایتخت بلژیک میره،در صورتی که ما تو ایران در هفته دو قطار مثلا به شیراز داریم،اینجا واقعا زیرساخت قویه،و جالب تر اینکه همون لحظه با قطار ۱۱٫۴۶ سوار شدیم به سمت بروکسل،هزینه رفت و برگشت ۷۵ یورو بود،که پس از دو و نیم ساعت به بروکسل میرسه،از شهرهای دن هاخ که دادگاه لاهه هم اونجانست عبور می کنه،بعد به بندر بزرگ روتردام می رسه،یادتونه تو فیلم جنگ نفت کش ها،قرار بود اون کشتی به روتردام برسه،و بعد به شهر دوردرخ و بعد به روزندال و بعدشم وارد کشور بلژیک شدیم،از شهر میشلن گذشتیم تا به ایستگاه مرکزی بروکسل رسیدیم،همچین که از در ایستگاه اومیدیم بیرون،یه اتوبوس توریستی ایتاده بود که با پرداخت ۲۴ یورو سوار شدیم تا از دیدنیهای شهر بروکسل بازدید کنیم،به ترتیبی که میگم اتوبوس استاپ می کرد و ما می رفتیم می گشتیم و دوباره می اومدیم و عکسامون رو می گرفتیم،از دیدنیهای مهم شهر که دیدیم میدان گراند پالاس،آب نمای معروف پسربچه منکن پیس،رویال پارک،رویال پالاس،عمارت پاگودای ژاپن و چین،:

۱- سنترال استیشن:میدان

 

 

 

 

۱ نظر در “سفرنامه آمستردام و بارسلون یکشنبه ۲۰ تایکشنبه ۲۷ فروردین ۹۱”

  1. همایون نوشته است:

    امیرجان
    سفرنامت خوبه. بهت خوش بگذره. امیدوارم تو ردلایت دیستریت تمهیدات ایمنی را رعایت کرده باشی. موزه آمستردام و ونگ گوک هم خیلی دیدنیه حتما سری به اونجا بزن

ارسال نظر

* نام:
* ایمیل (نمایش داده نخواهد شد):
وب سایت :